مقاله شماره ۴۲
احساس ارزشمندی؛ وقتی مقایسه کردن، احساس لیاقت ما را کاهش میدهد
تاریخ: ۱ اکتبر ۲۰۲۶
ما ممکن است در مواردی احساس لیاقت خوبی داشته باشیم و در زمینههایی در این موضوع نداشته باشیم.
ما اغلب خودمان را زمانی لایق میدانیم که بدون اشتباه باشیم یا باید عالی عمل کنیم تا لایق دریافت نعمتها باشیم.
چقدر افرادی میبینیم که دست و پا ندارند، ولی احساس لیاقت بسیار بالایی دارند. من دیدم همکار خودم را که یک خانم بود و سن بالایی، ۵۰ سال، داشت و یکی از پاهایش ناقص بود، پوست لبش از بین رفته بود، فردی مهربان هم نبود، ولی بهطرزی عجیب عاشق خودش بود و برای خودش بهترینها را میخواست و با شوهری زیبا و سالم و بسیار مهربان ازدواج کرد که این مرد دیوانهوار او را دوست داشت.
در این دوره بسیار ارزشمند، فقط قرار است تمرکز ما روی خودمان باشد، نه تغییر همسر یا خانوادهی خودتان.
تا آخرین جلسه، تصمیم اساسی زندگی و تغییرات مهم را در زندگی نگیرید، در مورد شرایط بیرونی خودتان هیچ اقدامی نگیرید، مخصوصاً تصمیمات مهم را، و اجازه بدهید جهان این کار را برای شما انجام بدهد.
وقتی روی خودمان کار میکنیم، در تمام شرایط زندگی ما تغییرات اتفاق میافتد.
بهترین کاری که میتوانید انجام دهید، این است که در سایت دکتر زهرا خضری مطالب را بخوانید و نتایج دیگران را هم مطالعه کنید؛ تحول شما سریعتر خواهد بود.
این سؤالهای مهم، ما را به آگاهی میرساند
چقدر دارید خودتان را با دیگران مقایسه میکنید؟
در زمینهی شرایط مالی، در زمینهی عاطفی، در حوزهی کاری خودمان، در زمینهی روابط عاطفی عاشقانهی خودتان با دیگران در شبکههای اجتماعی دارید؟
وقتی توجه میکنیم، با دیگرانی که از ما موفقتر و ثروتمندتر هستند مقایسه میکنیم یا با افرادی که از ما پایینتر هستند، باعث میشود که دست به اقدام نزنیم.
وقتی ما خودمان را مقایسه میکنیم، احساس ارزشمندی ما بهشدت پایین میآید.
ممکن است در زمینهی خوشاندام بودن، که برای خانمها خیلی مهم است، مادرانی که فرزند خودشان را با فرزندان دیگرانی که موفقتر هستند مقایسه میکنند، این مقایسه باعث شود که احساس ارزشمندی پایینی کنیم که «شما پس خوب عمل نکردید».
وقتی کار خودمان، زندگی خودمان را در هر جنبهای مقایسه میکنیم، فقط احساس ارزشمندی خودمان را پایین میآوریم و احساس بیلیاقتی میکنیم و اعتمادبهنفس ما پایین میآید.
من در زمینهی مهارت زبان انگلیسی که پسرعموی من در آن عالی بود، مقایسهی من مثبت بود، چون از او کمک خواستم که به من هم کمک کند تا این مهارت را کسب کنم و انگیزه و اشتیاق سوزان در من بیدار شد، بهجای حسادت کردن.
ولی در زمینهی شغلم که خودم را با دیگران مقایسه کردم، شروع نکردم. گفتم: «من عرضهی این حد موفق شدن را ندارم»، با اینکه دکترا خوانده بودم و حسادت میکردم.
من در زمینهی اندام دلخواه، جیم میرفتم و خودم را با دخترم و دوستپسر او مقایسه میکردم. میخواستم که بهسرعت خوشاندام شوم و وزن سنگین را ۳۲ بار بلند میکردم و وقتی من را تشویق میکردند، نفسم بند آمده بود، پاهایم میلرزید از آن همه فشار و تا چندین روز نمیتوانستم راه بروم. نمیدانستم علت، بهخاطر عدم احساس لیاقت من است.
تجربهی من از مقایسه کردن زندگی خودم با دیگران
من یادم میآید که گاهی به مهمانی خانهی یکی از اقواممان میرفتیم. او و همسرش رابطهای فوقالعاده با یکدیگر داشتند. خانهی بسیار زیبایی داشتند و با وجود سن کمشان، تلاش میکردند به شکل زیبایی و حتی لوکس زندگی کنند.
من وقتی رفتار آنها را میدیدم، بهشدت دچار حسادت میشدم.
با خودم میگفتم:
«چرا اینقدر با او مهربان است؟»
«چرا اینقدر به همسرش عشق میدهد؟»
بعد بلافاصله همسر خودم را با او مقایسه میکردم:
«چرا با من با دعوا و جنگ صحبت میکند؟»
حتی وقتی زیبایی و طراحی خانهی آنها را میدیدم، مقایسه شروع میشد:
«چرا خانهی ما اینطوری نیست؟»
یا وقتی میدیدم آنها با هم به مالزی سفر کردهاند و از سفرشان لذت بردهاند، با خودم میگفتم:
«چرا ما چنین تجربههایی با هم نداریم؟»
اما قسمت دردناک ماجرا این بود که من تمام این احساسات را همانجا رها نمیکردم.
وقتی از خانهی آنها بیرون میآمدیم و به خانهی خودمان میرسیدیم، تمام چیزهایی را که دیده بودم، در ذهنم جمع میکردم و بعد همه را سر همسرم خالی میکردم.
حتی زمانی که رابطهی من و همسرم قبل از آن مهمانی بسیار خوب بود، بعد از برگشتن به خانه، جنگ و دعوا را شروع میکردم.
آنقدر ذهنم درگیر مقایسه شده بود که یک مهمانی میتوانست آرامش یک روز، یک شب، روز بعد و حتی گاهی یک ماه از زندگی من را از بین ببرد.
امروز که به آن دوران نگاه میکنم، میفهمم مشکل فقط آن خانهی زیبا، آن مبل، آن سفر یا حتی رفتار آن مرد با همسرش نبود.
من داشتم زندگی خودم را با تصویری که از زندگی دیگران دیده بودم مقایسه میکردم.
و هر بار که میگفتم:
در واقع داشتم داشتههای خودم را کوچک میکردم و احساس نالایقی و نارضایتی را در خودم بیشتر میکردم.
این تجربه به من یاد داد که مقایسه کردن، فقط دیدن زندگی دیگران نیست؛ گاهی تبدیل میشود به ابزاری برای خراب کردن آرامش زندگی خودمان.
وقتی مدام زندگی خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم، ممکن است چیزی را که امروز داریم نبینیم، قدرش را ندانیم و حتی رابطهای را که میتوانست با آرامش ادامه پیدا کند، تحت تأثیر قرار دهیم.
من امروز باور دارم که یکی از مهمترین تمرینهای احساس لیاقت این است که بتوانیم زندگی خودمان را ببینیم، ارزشهای خودمان را بشناسیم و به جای اینکه دائماً بپرسیم:
از خودمان بپرسیم:
این تغییر نگاه، میتواند شروع یک رابطهی بهتر با خودمان و در نتیجه، روابط بهتر با دیگران باشد.
من خودم را با این دوره نجات دادم
من خودم را با این دوره نجات دادم و بسیار بهتر شدم.
من در مهاجرتام به کشور جدید، یک اتاق داشتم با آشپزی و آشپزخانهی مشترک؛ در حالی که من در کشور مالزی در خانهی سهخوابهی بسیار بزرگ با امکانات عالی زندگی میکردم.
ولی قانون را میدانستم که اگر به جای مقایسه کردن خودم، به سپاسگزاری بپردازم، من حتماً به جای عالیتر میروم و احساس خوشبختی میکردم.
یاد خودم میآوردم که وقتی در چالش مالی کاری شدید قرار داشتم، آرزو داشتم که یک اتاق مستقل در یک کشور خارجی داشته باشم، نه در خانهی خواهران و برادرانم، وقتی به ایران رفته بودم، بعد از ۱۰ سال زندگی عالی در بهشت زیبای مالزی.
مقایسه در شبکههای اجتماعی و احساس ارزشمندی
علت کمبود اعتمادبهنفس دختران و پسران در این دوره، که علت اصلی آن طبق بررسیهایی که روانشناسان انجام دادند، به دلیل مقایسه کردن خودشان با دیگران در شبکههای اجتماعی است و خود واقعیشان نیستند.
این تخریب احساس ارزشمندی شماست که بهتر است برای حل آن کاری انجام بدهید و روی خودتان بیشتر کار کنید.
دعوت به پیشرفت و تغییر
ما شما را دعوت میکنیم که از سایت ما دیدن کنید و در مسیر پیشرفت و تغییر اساسی در شخصیت خودتان قدم بردارید.
در سایت ما بینهایت مقالهی ارزشمند و مطالب رایگان وجود دارد که شما میتوانید مطالعهی آنها را شروع کنید و تغییر را در زندگی خود تجربه کنید.
ما در تمام مقالاتمان شما را دعوت میکنیم که برای پیشرفت خودتان قدم بردارید، آگاهی بیشتری پیدا کنید و تغییرات اساسی و ارزشمند را از درون خودتان آغاز کنید.
تغییر از خود ما شروع میشود.
از شما بسیار دوست دارم که نظرات خودتان را نیز با من در میان بگذارید. از طریق واتساپ با من در ارتباط باشید و تجربهها، نظرات و نتایج خودتان را با من به اشتراک بگذارید.
من بسیار خوشحال میشوم که صدای شما را بشنوم و بدانم این مطالب چه تأثیری در مسیر زندگی و پیشرفت شما داشته است.
با عشق و احترام،
دکتر زهرا خضری
روانشناس و مشاور پیشرفت در تمام جنبههای زندگی