احساس لیاقت، بخشش خود و تمرینهای قدرتمند برای افزایش اعتمادبهنفس
مقاله ارزشمند شماره ۱۰
احساس لیاقت، بخشش خود و تمرینهای قدرتمند برای افزایش اعتمادبهنفس
چگونه با تغییر رفتار، پذیرش ارزشهای درونی و بخشیدن خود، شخصیت قدرتمندتر و زندگی موفقتری بسازیم؟
دکتر زهرا خضری
روانشناس و مشاور پیشرفت زندگی در همه جنبهها
تاریخ: ۲۰ آگوست ۲۰۲۶
مقدمه
اعتمادبهنفس فقط به این معنا نیست که خودمان را فردی توانمند بدانیم؛ اعتمادبهنفس در نحوه ایستادن، راه رفتن، صحبت کردن، نگاه کردن، تصمیم گرفتن، پذیرفتن تعریف دیگران و حتی نحوه برخورد ما با اشتباهات گذشته نیز خودش را نشان میدهد.
در کنار اعتمادبهنفس، احساس لیاقت و ارزشمندی نیز نقش بسیار مهمی در کیفیت زندگی ما دارد.
فردی که در درون خود احساس لیاقت نمیکند، ممکن است حتی در زمان موفقیت نیز تصور کند شایسته آن موفقیت نیست. ممکن است تعریف دیگران را نپذیرد، از برقراری ارتباط چشمی اجتناب کند، با صدای ضعیف صحبت کند یا دائماً خودش را به خاطر اشتباهات گذشته سرزنش کند.
بنابراین برای ساختن یک شخصیت قدرتمند، لازم است همزمان روی سه موضوع مهم کار کنیم:
احساس لیاقت و ارزشمندی، بخشش خود و تقویت رفتارهای همراه با اعتمادبهنفس.
۱. زبان بدن قدرتمند؛ از رفتار بیرونی تا احساس درونی
بدن ما دائماً در حال انتقال پیام است.
نحوه راه رفتن، ایستادن، نشستن، صحبت کردن و ارتباط چشمی میتواند بر برداشت دیگران از ما و همچنین بر احساس خودمان تأثیر بگذارد.
برای همین، یکی از تمرینهای ساده و کاربردی این است که آگاهانه زبان بدن خود را اصلاح کنیم.
محکم راه بروید
با قامت صاف، شانههای آرام و قدمهای مطمئن راه بروید.
لازم نیست حالت مصنوعی یا مغرورانه داشته باشید.
هدف این است که بدن شما پیام ترس و ضعف را منتقل نکند.
این تمرین را هر روز تکرار کنید تا بهتدریج به یک رفتار طبیعی تبدیل شود.
۲. قوی صحبت کنید، نه با صدای بلند
قوی صحبت کردن به معنای بلند صحبت کردن نیست.
صدای قدرتمند، صدایی آرام، واضح، مطمئن و قابل شنیدن است.
هنگام صحبت کردن عجله نکنید. کلمات خود را واضح بیان کنید و اجازه دهید صدای شما نشاندهنده آرامش و اطمینان شما باشد.
وقتی با احترام اما محکم صحبت میکنید، معمولاً ارتباط شما با دیگران نیز حرفهایتر و مؤثرتر میشود.
من شخصاً بارها این تمرین را انجام دادهام و تجربه کردهام که وقتی با آرامش و قاطعیت صحبت میکنم، بسیاری از کارها آسانتر پیش میروند و دیگران نیز با احترام بیشتری با من ارتباط برقرار میکنند.
۳. دست دادن محکم و محترمانه
دست دادن نیز بخشی از زبان بدن است.
هنگام دست دادن، دست خود را کاملاً بیحال جلو نبرید.
یک دست دادن کوتاه، محکم و محترمانه میتواند پیام اطمینان و حضور شما را منتقل کند.
البته محکم بودن به معنای فشار بیش از حد نیست.
هدف، ایجاد یک ارتباط محترمانه و مطمئن است.
۴. ارتباط چشمی را تمرین کنید
ارتباط چشمی طبیعی یکی از مهارتهای مهم ارتباطی است.
افرادی که اعتمادبهنفس پایینی دارند، گاهی هنگام صحبت کردن سر خود را پایین میاندازند یا از نگاه کردن به طرف مقابل اجتناب میکنند.
تمرین کنید هنگام گفتوگو، نگاهتان را بهصورت طبیعی روی چشمان و صورت طرف مقابل قرار دهید.
لازم نیست خیره شوید.
فقط اجازه دهید نگاه شما نشان دهد که در گفتوگو حضور دارید و از ارتباط با طرف مقابل احساس امنیت و آرامش میکنید.
۵. یاد بگیرید تعریف دیگران را بپذیرید
یکی از نشانههای پایین بودن احساس ارزشمندی این است که فرد حتی نمیتواند یک تعریف ساده را بپذیرد.
برای مثال، ممکن است به فردی بگویید:
«چقدر زیبا هستی و پوست زیبایی داری.»
و او بلافاصله پاسخ دهد:
«نه، اصلاً اینطور نیست. پوست من خیلی خراب شده است.»
این واکنش ممکن است نشان دهد که فرد تصویر مثبتی از خودش ندارد.
بسیاری از انسانها در دوران کودکی بارها مورد تمسخر، مقایسه یا انتقاد قرار گرفتهاند و این تجربهها میتواند بر تصویر ذهنی آنها از خودشان اثر بگذارد.
اگر کسی از شما تعریف کرد، لازم نیست فوراً آن را رد کنید.
فقط بگویید:
«ممنونم، از محبت شما خوشحال شدم.»
اجازه دهید خوبیهای شما توسط دیگران دیده شود.
و مهمتر از آن، خودتان نیز یاد بگیرید ویژگیهای مثبت خود را ببینید.
۶. احساس لیاقت را در خودتان ایجاد کنید
احساس لیاقت یعنی باور کنیم:
این باور به معنای کامل بودن نیست.
هیچ انسانی کامل نیست.
احساس لیاقت یعنی حتی زمانی که اشتباه میکنیم، ارزش انسانی خودمان را از دست نمیدهیم.
اشتباه یک رفتار است؛
اشتباه، هویت ما نیست.
۷. خودتان را به خاطر گذشته مجازات نکنید
یکی از مخربترین رفتارها این است که انسان یک اشتباه را بارها و بارها در ذهن خود تکرار کند و هر روز خودش را مجازات کند.
ممکن است اشتباهی در رابطه با فرد دیگری کرده باشیم.
ممکن است در کسبوکار تصمیم اشتباهی گرفته باشیم.
ممکن است در مورد سلامت، خانواده، شغل یا زندگی انتخابهایی داشته باشیم که امروز آنها را درست نمیدانیم.
اما سؤال مهم این است:
آیا میخواهیم تا پایان عمر زندانی همان اشتباه باقی بمانیم؟
بخشش خود به معنای انکار اشتباه نیست.
بخشش خود یعنی:
اشتباه را میپذیرم، مسئولیت آن را قبول میکنم، از آن درس میگیرم و اجازه میدهم زندگی من دوباره ادامه پیدا کند.
۸. تجربه شخصی من؛ تبدیل اشتباه به درس زندگی
من نیز در زندگی خود تجربههایی داشتهام که در ابتدا برایم بسیار سنگین بودند.
در دورهای از زندگی، سالها سبک غذایی نامناسبی داشتم و انتخابهای غذایی سالمی نداشتم. در ادامه با یک مشکل شدید پوستی مواجه شدم که زندگی روزمرهام را بسیار دشوار کرده بود.
این تجربه باعث شد نگاه من به سلامت و سبک زندگی بهطور جدی تغییر کند.
من به جای اینکه برای همیشه خودم را سرزنش کنم، تصمیم گرفتم مسئولیت انتخابهای گذشته را بپذیرم، خودم را ببخشم، از خداوند طلب بخشش کنم و مسیر زندگیام را اصلاح کنم.
این تجربه شخصی، شروع مسیر مطالعات و فعالیتهای من در زمینه سبک زندگی سالم شد و بعدها مطالب و تجربیاتم را در کتاب «قانون سلامتی» گردآوری کردم.
برای من، این تجربه یک درس بسیار بزرگ داشت:
گاهی بزرگترین اشتباه زندگی میتواند تبدیل به یکی از بزرگترین درسهای زندگی شود.
۹. تجربه کاری من و درس بزرگ مسئولیتپذیری
یکی دیگر از تجربههای بسیار مهم زندگی من مربوط به یک پروژه کاری در زمینه مهاجرت نیروی کار به استرالیا بود.
در آن پروژه با فردی همکاری کردم که از طریق یکی از دوستانم معرفی شده بود.
متأسفانه بدون انجام تحقیقات کافی وارد این همکاری شدم.
در ادامه، افرادی از جمله متخصصان، اعضای خانواده و برخی مشتریان نسبت به اعتبار ادعاها و مدارک مربوط به این همکاری هشدارهایی به من دادند؛ اما من در آن زمان تصور میکردم مسیرم درست است.
نتیجه بسیار دشوار بود.
پول من و مشتریانم از دست رفت و من با بدهی و مسئولیت سنگینی روبهرو شدم.
احساس گناه و فشار روانی بسیار زیادی داشتم.
اما در نهایت تصمیم گرفتم به جای نابود کردن خودم با احساس گناه، مسئولیت اشتباه خود را بپذیرم و از آن درس بگیرم.
من از افرادی که آسیب دیده بودند صادقانه عذرخواهی کردم و تلاش کردم شرایط را تا حد امکان اصلاح کنم.
همزمان روی خودم، ایمانم، احساس ارزشمندی و توانایی دوباره شروع کردن کار کردم.
این تجربه به من آموخت:
مسئولیتپذیری با خودسرزنشی متفاوت است.
مسئولیتپذیری یعنی بگوییم:
اما خودسرزنشی یعنی:
این دو کاملاً متفاوت هستند.
۱۰. باور جدیدی برای زندگی خود بسازید
من این باور را در زندگی خودم تقویت کردم:
این باور به من کمک کرد تا به جای ماندن در گذشته، روی ساختن آینده تمرکز کنم.
ما نمیتوانیم گذشته را تغییر دهیم.
اما میتوانیم معنایی را که از گذشته میگیریم تغییر دهیم.
تمرین عملی افزایش اعتمادبهنفس
از امروز این تمرینها را به مدت ۳۰ روز انجام دهید:
تمرین اول
هر روز با قامت صاف و قدمهای مطمئن راه بروید.
تمرین دوم
با صدایی آرام، واضح و محکم صحبت کنید.
تمرین سوم
در گفتوگو ارتباط چشمی طبیعی برقرار کنید.
تمرین چهارم
هنگام دست دادن، محکم اما محترمانه دست بدهید.
تمرین پنجم
وقتی کسی از شما تعریف میکند، تعریف او را رد نکنید.
فقط بگویید:
تمرین ششم
هر شب سه ویژگی مثبت خودتان را بنویسید.
تمرین هفتم
اگر اشتباهی از گذشته به ذهن شما آمد، از خودتان بپرسید:
نه اینکه:
نتیجهگیری
اعتمادبهنفس یک ویژگی ثابت و غیرقابل تغییر نیست.
ما میتوانیم با تمرین، آگاهی و تغییر باورها و رفتارهای خود، احساس ارزشمندی و اعتمادبهنفس خود را تقویت کنیم.
قامت خود را صاف کنید.
محکم اما محترمانه صحبت کنید.
با آرامش ارتباط چشمی برقرار کنید.
تعریف دیگران را بپذیرید.
خودتان را ارزشمند بدانید.
مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرید.
اما به خاطر اشتباهات گذشته، خودتان را برای همیشه مجازات نکنید.
خودتان را ببخشید، از گذشته درس بگیرید و آینده خود را با قدرت بیشتری بسازید.
به یاد داشته باشید:
من خودم نمونهای از انسانی هستم که از دل چالشهای بزرگ، درسهای بزرگ گرفته و دوباره مسیر خود را ساخته است.
پس اگر امروز در شرایط سختی قرار دارید، باور کنید که این مرحله میتواند آغاز فصل جدیدی از زندگی شما باشد.
با ما همراه باشید
برای یادگیری بیشتر درباره رشد شخصیت، افزایش اعتمادبهنفس، احساس لیاقت، خودشناسی و پیشرفت در جنبههای مختلف زندگی، با سایت ارزشمند ما همراه شوید.
با آموزش، تمرین و استمرار، مسیر رشد خود را آغاز کنید و نتایج پیشرفت شخصیت و زندگی خود را تجربه کنید.
دوستتان داریم و برای شما آرزوی موفقیت، پیشرفت و آرامش بیشتر در همه جنبههای زندگیتان داریم.
شاد، سالم، موفق و ثروتمند باشید. 🌹
دکتر زهرا خضری
روانشناس و مشاور پیشرفت زندگی در همه جنبهها
به نام خداوند بخشنده مهربان